جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
276
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
نواحى داخلى - قبل از آنكه موضوع سياسى خراسان را رها كنيم اجازه بدهيد بار ديگر تقسيمات جزء ادارى آن را مورد امعان نظر قرار دهم و اطلاعاتى را كه راجع به ولايتهاى مرزى دادهام با توضيحاتى اجمالى دربارهء قسمتهاى داخلى تكميل نمايم و آن را به دو بخش مىتوان تقسيم كرد : يكى رديف داخلى يا خط ثانوى كه با نواحى مرزى ارتباط دارند ديگر نواحى كه با نقاط سرحدى به هيچ وجه مربوط نمىباشند . طبس - هرگاه از سمت جنوب شروع كنيم كه سيستان را هم در همانجا ترك كرده بوديم و در مدار قاين به درون كشور پيش برويم به ولايت طبس خواهيم رسيد كه به حد جنوبى يزد مربوط مىشود و با آنجا 200 ميل فاصله دارد . سكنهء طبس عدهاى عرب و قسمتى هم ايرانىاند و بوسيلهء رئيس موروثى حكومت مىشوند كه با خانها و ايلخانىها و اميران موصوف قبلى شأن مساوى ، ولى وضع پائينترى دارد . نام او ميرزا محمد باقر خان و لقبش عماد الملك است . اگرچه خواه از لحاظ نفراتى كه براى قشون دولتى مىدهد و يا نفوذ شخصى پايه و مقام معتنابهى ندارد سرزمين او پهناور ، اما فقير است و مردمش بىآزار و آراماند و از وضع و حالى كه ملكم در پايان قرن گذشته راجع به آنجا نوشته و تعريف كرده است كه سران آنجا كاملا مستقلاند و افراد آنها به مناسبت دلاورى ممتاز « 1 » هيچ اثرى فعلا ديده نمىشود . خان 150 هزار نفر سوار براى قشون دولتى فراهم مىسازد . ترشيز - در شمال طبس ناحيهء محدود ترشيز است كه آنجا هم بيشتر سكنهء تبار عرب و حكومتى دارد كه در نزد والى خراسان در مشهد مسئول است . ميوهجات ترشيز مشهور است و با جاهاى ديگر قابل مقايسه نيست و آفتى كه كرم ابريشم را در گيلان از بين برده خوشبختانه به آنجا سرايت ننموده است و مىگويند كه معدن فيروزه دارد كه از جنس نيشابور خيلى پائينتر است .
--> ( 1 ) - تاريخ ايران ملكم جلد دوم و در آن موقع مير حسين خان رئيس مقتدر طايفهء عرب آنجا بود با جمعيتى در حدود سى هزار نفر كه دو هزار نفر سوار و شش هزار نفر سرباز پياده داشت .